خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
659
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
متقدمان بيشتر متوجه اهداف و اغراض اجتماعى است . اگر بخواهيم ، غرض را در حد شعر اعتبار كنيم ، بايد بگوييم : شعر ، كلامى است كه از اقوال تخييلى تأليف شده و انفعالى مطلوب برحسب غرضى از اغراض مدنى يا غير آن ، تابع آن تخييل است . از آنجا كه تصديقات مظنون يا مشهور بوده و يا قريب به شهرت هستند ، مىتوان آنها را برشمرد ، و حصر انواع آنها ، ناممكن نيست . ولى ، از آنجا كه تخيلات ، غيرمشهور بوده ، قابل حصر نيستند ، زيرا هر امرى كه غريبتر ، بديعتر و لذيذتر باشد ، خيالانگيزتر است . و انفعال نفس از آنچه ناگهان بدان برسد ، بيش از آنچه به تدريج باشد يا انتظار رسيدنش وجود داشته باشد ، خواهد بود . ازاينرو ، فكاهيات و نوادر ، اولين بارى كه شنيده مىشوند ، لذيذتر بوده و ممكن است با تكرار آن ، مقتضى تنفر در نفس پديد آيد . بنابراين نمىتوان انواع آن مخيلات را در اين صناعت برشمرد . بايد دانست كه تخييل ، وزن و قافيه ، از نظر خوبى و بدى داراى مراتب بسيارى است ، زيرا ممكن است تخييلى بيش از اندازه ، مقتضى انبساط بوده ، يا بيش از اندازه مقتضى انقباض باشد . در ساير انفعالات نفسانى نيز چنين است . و از سوى ديگر ممكن است تخيلى داراى تأثير زيادى نباشد . به خاطر همين قدرتنمايى بعضى از شعراى قديمى در تصرف نفوس عوام ، عدهاى شعرا را به انبيا شبيه مىدانستهاند . در اين روزگار نيز در بعضى منافع ، اشعار نيك از خطبهها مؤثرتر است . همچنين بعضى از اوزان چنان در كمال تناسب هستند كه ايقاعات آنها حيوانات را به حركت و اهتزاز مىآورد . و از طرف ديگر بعضى از اوزان دور از تناسب بوده ، چنانكه انتظام آن را حتى بعضى از انسانها احساس نمىكنند . در قافيهها نيز چنين است ، برخى از قافيهها مشتمل بر صنعتى لطيف - مانند لزوم ما لا يلزم بوده و بعضى ديگر داراى خللى مانند ايطاء ، اقوا ، سناد و . . . بوده ، كه در علم قوافى اين عيوب ذكر شدهاند . يونانيان از شعر در اغراض محدودى استفاده نموده و هريك از آن اغراض نيز داراى وزنى مناسب و خاص بوده است . مثلا نوعى از اشعار آنها مشتمل بر ذكر نيكى و نيكان و تخلص به مدح يكى از آن طايفه بوده و آن را طراغوديا مىگفتهاند . و آن بهترين انواع